عبد القادر بن ملوك شاه بداونى
6
منتخب التواريخ ( فارسى )
و چون اوّل سلاطين اسلام كه باعث فتح هندوستان شدهاند بعد از محمّد قاسم عمزاده و داماد حجّاج بن يوسف ثقفى كه در سنهء ثلاث و تسعين ( 93 ) فتح بلاد سند و ملتان و گجرات كرده و به فرمان وليد بن عبد الملك مروانى كه به تقريبى از دمشق به وى نوشته طلبيده بود از بلدهء اودىپور از بلاد هند روان شده خود را در خام « 1 » پيچيده در راه جان به حق سپرد و بعد از وى امر اسلام در آن ديار انتظام نيافت ناصر الدين سبكتكين و ولدش سلطان محمود غزنوى بود كه هر سال به نيّت غزا و جهاد در هند مىآمد و شهر لاهور در عهد اولاد او پايتخت شد ، ديگر اسلام انقطاع از آن بلاد نيافت ، مناسب چنان نمود كه ابتداى اين تاريخ از آن سلطان عاقبت محمود نمايد ، فهو مسعود الابتداء و محمود الانتهاء و الله خير الناصرين و المعين . طبقهء اول غزنويّه از سلطان ناصر الدين سبكتگين تا خسرو ملك كه پيش از آنكه دهلى فتح شود در هند اسلام آشكارا كرد از سنهء سبع و ستين و ثلثمائة ( 367 ) تا سنهء اثنين و ثمانين و خمسمائه ( 582 ) و مدت دويست و پانزده سال حكومت ايشان بود به دست پانزده نفر : سلطان ناصر الدين سبكتگين تركنژاد است . مملوك البتگين كه غلام امير منصور بن نوح سامانى بود . در سنهء سبع و ستين و ثلثمائة ( 367 ) بعد از وفات ابو اسحاق بن البتگين به اتفاق سپاهى و رعيت در بست بر تخت سلطنت جلوس نموده علم ملك ستانى برافراشت و به غزا و جهاد كمر جدّ و اجتهاد بسته به طرف هندوستان تاخت آورده در سرحدّ ولايت كوه جود با جيپال كه فرمانرواى هند بود جنگى عظيم كرده با او صلح نمود و
--> ( 1 ) . در همهء نسخهها چنين است ليكن ( در چرم خام ) صحيح است .